تبليغاتX
همکنون

همکنون...

 

 

مثلث تابستانی هنوز در اوج است .

پاییز چه غلطی میکند؟

همکنون...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:49  توسط همکنون...   | 

نور،دریچه،شتاب

نور میخواهم ،نور!

و دریچه را باید گشود ،نور منتظر ماست !

شتاب!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 9:9  توسط همکنون...   | 

Wall

ما آدم ها به ردیف کنار دیوار آرام نشسته ایم ،صدایی که می آید آزارمان می دهد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 10:35  توسط همکنون...   | 

زندان

گاهی امید رنگ گناه به خود می گیرد ...

همکنون...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 9:8  توسط همکنون...   | 

 

و امروز همین امروز -همین امروزی که هر روز می گوییم!
همت کردیم بجنگیم!

اگر دنیا خورشید را به من هدیه نمیدهد من آنرا از آسمان خواهم دزدید!

خدا یاورمان باش!

همکنون...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:2  توسط همکنون...   | 

...وگاهی ترس احساس نیاز را در دل زنده میکند...

ترس

همکنون...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:19  توسط همکنون...   | 

آدم ها میان و میرن ،من تنها موجود ثابتم روی نیمکت، ناظر ساکت رفتن ها و آمدن ها در انتظار رفتنی...

 

نمیکت در انتظار رفتن

 

همکنون...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:29  توسط همکنون...   |