سرما همیشه مانع از روشن شدن ماشین قدیمی مردک می شد و برای حل این مشکل یه چراغ گازی زیر ماشین روشن میکرد اما چند روزی بود سرما شدید شده بود و فشار گاز کم شده بود و اگر میخواست توی پارکینگ نمناک چراغ روشن کنه بخاری خاموش میشد پس مردک به حلبی رو بر عکس می گذاشت زیر موتور ماشین و بعد طوری که شعله به موتور نخوره سی چهل تا شمع دیر سوز می چید روی حلبی .این کار اونقدر غیر عادی بود که وقت خواب فکر مردک رو مشغول میکرد ،مردک خواب میدید که پروانه ها دسته جمعی می آیند روی شمع ها می شینند . شمع ها خاموش میشه ،بعد صبح ماشین روشن نمیشه . بلند میشد می رفت توی پارکینگ اما تنها پروانه ای که در آن حوالی بود پروانه تسمه دار ماشین قدیمی بود ...
همکنون...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 12:4  توسط همکنون...
|
